رفتن به نوشته‌ها

امیرمحمد پیرشاه مطالب

یک شروع نو

با راه‌اندازی سایت انگار یه پنجره باز شد رو به دنیایی جدید ناشناخته … چیزی شبیه به لحظات قبل از سخنرانی وقتی که پشت تریبون قرار می‌گیری! به همان اندازه دلهره آور… چند ضربه انگشت به میکروفون به بهانه تست کردن صدا و البته جلب توجه حضار! دقیقا همین وضعیت در این پست حاکم است… دعوت می‌کنم در ادامه با این سخران همراه باشید. تجربه نوشتن اختیاریم برمی‌گرده به یونولیتی که توی دبیرستان با مهدی غیاثی به عنوان برد خریدیم و زدیم به دیوار و هرچند وقت یکبار چندتایی مطلب توش می‌نوشتیم برای بقیه. چند باری هم توی وبلاگ‌هایی مثل…